قله علی علمدار مرداد ۱۳۹۰

توسط روابط عمومی گروه (دیدگاه‌ها: 0)

گزارش قله علی علمدار

طبق برنامه همه افراد گروه کمتال در ساعت 6:00 صبح روز جمعه هفتم مرداد سال 1390 با حاضر شدن در محل قرار، آماده سوار شدن به ماشین جهت انجام یکی دیگر از برنامه‌های مشخص شده در تقویم سه ماهه دوم سال نود بودند، که دراین برنامه می‌خواستیم به زیارت پسر مالک اشتر (علی علمدار) در قله‌ای به ارتفاع 3155 متر که به همین نام در مرند –کشک سرای– روستای اردلان وجود دارد برویم.

آقایان: محمد ابراهیم پور مسئول گروه، سیامک سامع مسئول این برنامه و دبیرهیئت، احمد مالکی (جلودار)، یعقوب ناطوری (میان دار)، بابک سامع (عقب‌دار)، محمود مایانی (مالی و تدارکات)، ابولفضل قوام، اسد دشمن جو، کریم پور ستار، عبدالله مالکی، مجید میرزایی، عبدالله نوروزی، سید جواد اسحقی، محمود اصغر نژاد، هادی رادی، افسر دلیری، محمود عظیمی، علیرضا سردرودی، اسماعیل زارع حاضرین در این برنامه بودند که بعد از سوارشدن به ماشین به راه افتادیم و کسری‌هایمان را از شهر صوفیان تهیه کرده و بعد از شهر مرند به کشک سرای رفتیم که بعد از آن به یک روستای بسیار سرسبز و زیبایی بنام اردلان رسیدیم که پر بود از درختان زرد آلو و سیب، وجود این روستا در داخل یک دره، نشان از پرآبی و رونق روستا چه از نظر دامپروری و چه از نظر کشاورزی می‌باشد.

خلاصه ما در ساعت 8:00 صبح بعد از گذر از این روستای زیبا از ماشین پیاده شدیم و صبحانه‌ای مختصر نوش‌جان کردیم و بعد از تجهیز شدن ساعت 8:30 هم‌پای آقای مالکی شروع کردیم، گام‌ها نسبت به برنامه‌های قبلی آرامتر بود و این مسئله باعث کندی حرکت گروه می‌شد با این حال حرکت به سمت قله ادامه داشت و همه از صعود لذت می‌بردند.

بعد از سه و نیم ساعت ادامه مسیر تقریبا در نیم ساعت مانده به قله دو چشمه آب بسیار زلال و خنک به فاصله دویست متر از هم وجود دارد که وقتی ما به این قسمت رسیدیم از وجود این چشمه‌های خنک بهره فراوان بردیم و بعد از سیراب شدن راهی را که در حدود نیم ساعت تا قله وجود داشت را طی کردیم. بالای قله منظره‌ی جالبی بود مقبره علی علمدار که منسوب به پسر مالک اشتر می‌باشد و اهل روستا برای زیارت به محل می‌آیند و نذری با خودشان می‌آورند و به مقبره ادا می‌کنند و دعا می‌خوانند و نوحه سرایی می‌کنند البته اهالی برای بالا آمدن بخصوص مسن‌ترها و بچه‌ها از چارپایان استفاده می‌کنند، ما نیز وقتی بالا رسیدیم اول که شکر خداوند متعال را بجا آوردیم که به ما سلامت وجود عطا کرده و بعد دعای امام زمان (عج) را زمزمه کردیم و استراحت کرده وعکس یادگاری گرفتیم.

بعد از حدود نیم ساعت در ساعت 13:00 آماده برای برگشت شدیم و باز با همان ترتیب با یک ردیف هم قدم با جلودار به راه افتادیم در مسیر برگشت چون پای یکی از دوستان پیچ خورده بود اجباراً آرامتر حرکت می‌کردیم تا اینکه در ساعت 16:40 به محل پارک ماشین رسیدیم دست و صورت را در نهر آبی که از همان جا می‌گذشت صفا دادیم و در سایه درختان زردآلو ناهارمان را نوش‌جان کردیم و بعد به طرف سردرود حرکت کردیم و در ساعت 16:30 رسیدیم.

بازگشت

افزودن یک دیدگاه